محمد الريشهري
335
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
1204 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : خدايا ! تو اوّل هستى و پيش از تو چيزى نيست . تو آخِر هستى و پس از تو چيزى نيست . 1205 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : نزديك است كه دلهاى مردمان ، چنان از بدى آكَنده شود كه بدى ، « 1 » در ميان مردم به فزونى روان شود و دلى را نيابد كه بتواند بر آن در آيد ! و مردم پيوسته درباره هر چيزى مىپرسند ، تا اين كه مىگويند : " خداوند ، پيش از همه چيز بوده است . پس ، چه چيزى پيش از خدا بودهاست ؟ " . هر گاه به شما چنين گفتند ، بگوييد : خداوند ، پيش از هر چيز بوده است و پيش « 2 » از او چيزى نيست و او آخِرِ پس از هر چيز است و پس از او چيزى نيست . 1206 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : مردمان ، پيوسته درباره هر چيزى سؤال مىكنند تا اين كه مىگويند : " خداوند ، پيش از هر چيزى بوده است . پس ، چه چيزى پيش از او بوده است ؟ " . اگر به شما چنين گفتند : بگوييد : اوست اوّلِ پيش از هر چيز و پس از او چيزى نيست ، و اوست ظاهرِ فراتر از هر چيز ، و باطنِ نزديكهرچيز ، و او به هر چيزى داناست . 1207 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : بار خدايا ! من از تو درخواست مىكنم . . . به ذاتت كه پس از نابودى همه چيز ، پايدار است . 3 / 7 بارئ واژهشناسى " بارئ " صفت " بارئ ( آفريننده ) " ، اسم فاعل از مادّه " برأ " است كه دو معنا دارد : يكى آفريدن ، و ديگرى دور شدن و جدا شدن از يك چيز . در معناى نخست گفته مىشود : " برأ اللّه الخلق ، يبرؤهم ، بَرْءا ؛ خداوند آنان را آفريد " و " هو البارئ ؛ او آفريننده است " .
--> ( 1 ) . در كنز العمّال ، در اصل عربى حديث ، به جاى " الناس " ، " الشرّ " آمده كه درست به نظر مىرسد و در اين جا بر پايه نقل كنز العمّال ، ترجمه شد . ( 2 ) . در كنز العمّال ، در اصل عربى حديث ، به جاى " فوقَه " ، " قَبلَه " آمده كه درست به نظر مىرسد و در اين جا مطابق نقل كنز العمّال ، ترجمه شد .